آمدی

نویسنده : آران
تاریخ:جمعه 29 دی 1396-10:49 ب.ظ


آمدی لیلا ولی  دیر آمدی

دلخوشی ها رفته، دلگیر آمدی

 

آمدی لیلا   بهاران  رفته اند

لاله ها از لاله زاران رفته اند

 

آمدی لیلا نوای شعر نیست

در دلم حال و هوای شعر نیست

 

نیست آن ذوقی که دلها می گرفت

از شما با عشق  امضا می گرفت

 

آن صفا و حرمت دیرینه نیست

آن زلال خنده در آئینه نیست

 

راستی ماندست در جانت هنوز؟

خاطرات خوب تهرانت  هنوز؟

 

آن خیابان عالمی احساس داشت

لحظه هایش بوی عطر یاس داشت

 

راستی آن کوچه ی بن بست هست؟

آنکه دل هامان بهم  پیوست  هست؟

 

کوچه در آن روز حال نور  داشت

جویبارانش   زلال نور  داشت

 

راستی حالی به حالی دیدمت

با نگاهی  پُر  ز خالی دیدمت

 

شعرهایت پر ز آه و غصه بود

لیک سرشار از هزاران قصه بود

 

دلنوازی های تو  پاینده  است

تا غزل زنده ست با من زنده است

 

رد  امروزم ، چه پی گیر آمدی

آمدی لیلا.. ولی دیر آمدی...


 

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
مهساسلطانیان
دوشنبه 2 بهمن 1396 04:17 ب.ظ
درود بر شما دوست عزیزم...
امیدوارم حالتان خوب باشد...

از تبریک زیبای شما بسیار سپاس گزارم.. برایتان بهترین هارو آرزو میکنم...

پست زیبا....متشکرم....
شعر زیبایی از آقای حسین دلجویی...

موفقیتتان آرزو من...بدرود
پاسخ آران :
بسیار سپاسگزارم مهربان
بهانه ای برای دیدنت
شنبه 30 دی 1396 12:24 ب.ظ
همون شعر معروف
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟
پاسخ آران :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.