عاشقانه هایی..... برای هیچکس

غزل

نویسنده : آران
تاریخ:جمعه 18 اسفند 1396-11:51 ب.ظ


میکند سلسلهٔ زلف تو دیوانه مرا
میکشد نرگس مست تو به میخانه مرا

متحیر شده‌ام تا غم عشقت ناگاه
از کجا یافت در این گوشهٔ ویرانه مرا

هوس در بناگوش تو دارد دل من
قطرهٔ اشگ از آنست چو دردانه مرا

دولتی یابم اگر در نظر شمع رخت
کشته و سوخته یابند چو پروانه مرا

درد سر میدهد این واعظ و میپندارد
کالتفاتست بدان بیهده افسانه مرا

چاره آنست که دیوانگیی پیش آرم
تا فراموش کند واعظ فرزانه مرا

از می مهر تو تا مست شدم همچو عبید
نیست دیگر هوس ساغر و پیمانه مرا



( عبید زاکانی )





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
ساغر دل
شنبه 19 اسفند 1396 01:21 ق.ظ
چه انتخاب زیبایی ...درود

پاسخ آران :
سپاسگزارم مهربان
ساغر دل
شنبه 19 اسفند 1396 01:19 ق.ظ
مرا هوس ساغر و می ...
هوس مستی دل ...

پاسخ آران :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.